السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

212

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّه بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُه أَيْدِيكُمْ » ) * ( جوجه و تخم ) « و رماحكم » ( مادران آنها ) « 1 » . مؤلف : همين روايت را شيخ در تهذيب از حريز از آن جناب با اكتفاى به قسمت اخير آن نقل كرده است . « 2 » و در تهذيب به سند خود از ابن ابى عمير از حماد از حلبى از امام ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده كه فرمود : محرم وقتى صيدى را بكشد جزايى به گردنش مىآيد كه بايد آن را به مسكينان تصدق دهد ، و اما اگر بار دوم چنين كند كفاره اى بر او نيست ، و خداوند از او انتقام مىستاند ، و مقصود از انتقام همان نقمت و عذاب آخرت است « 3 » . و نيز در تهذيب از كلينى از ابن ابى عمير از بعضى از اصحابش از امام ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل كرده كه فرمود : اگر محرم اشتباها صيدى را بكشد بر او كفاره است ، و اگر براى بار دوم عمدا چنين كند ديگر كفاره ندارد ، و ليكن اين چنين شخص از كسانى است كه خدا از آنها انتقام مىستاند « 4 » . و نيز در تهذيب از ابن ابى عمير از معاوية بن عمار نقل مىكند كه گفت : خدمت امام ابى عبد اللَّه ( ع ) عرض كردم محرمى صيدى را شكار كرد تكليفش چيست ؟ فرمود كفاره بايد بدهد ، عرض كردم : اگر تكرار كرد چطور ؟ فرمود هر دفعه كه تكرار كند كفاره دارد « 5 » . مؤلف : روايات همانطورى كه مىبينيد مختلف و متعارضند ، و لذا مرحوم شيخ طوسى در مقام جمع آنها بر آمده و فرموده : مراد از آن رواياتى كه براى بار دوم كفاره را واجب ندانسته صورت عمد است ، و مراد از روايات ديگر در صورت نسيان است ، كه هر چند دفعه تكرار شود كفاره واجب مىشود . و نيز در تهذيب به سند خود از زراره از امام ابى جعفر ( ع ) در باره قول خداى تعالى كه فرموده : * ( « يَحْكُمُ بِه ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ » ) * نقل كرده كه فرموده : مراد از « عدل » رسول اللَّه و امامان بعد از اوست ، هر حكمى از احكام كه بدانى از رسول اللَّه ( ص ) و ائمه بعد از او صدور يافته ، ديگر لازم نيست در مقام پرسش از آن برآيى . « 6 » مؤلف : و در اين معنا تعداد زيادى از روايات وارد شده ، كه در بعضى از آنها دارد : من

--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 342 ح 191 . ( 2 ، 3 ، 4 ، 5 ) تهذيب الاحكام ج 5 ص 372 ح 210 ، 211 ، 209 ، 215 . ( 6 ) تهذيب الاحكام ج 6 ص 314 ح 74 .